به گزارش خبرنگار گروه استانهای باشگاه خبرنگاران جوان از آبادان ،فهد وادیان مسئول کتابخانه گلستان گفت: پس از مراسم صبحگاهی، دانش آموزان از بخش های مختلف کتابخانه بازدید کردند.
او ادامه داد: هدف کتابخانه از دعوت دانش آموزان مدارس منطقه، علاوه بر ترویج فرهنگ کتابخوانی، معرفی کتابخانه به عنوان پایگاه فرهنگی و ظرفیت های موجود در آن می باشد.

مسئول کتابخانه گلستان افزود: بیش از ۶۰ نفر از دانش آموزان با شور و شوق خاصی در این بازدید شرکت کردند و با توجه به عضویت رایگان در روزهای پیش رو، بسیاری از آنها متقاضی عضویت در کتابخانه شدند.
وادیان در پایان این بازدید ضمن اهدای کتاب به مدیر و معلمین دبستان آسیه از زحمات آنها قدردانی کرد.
انتهای پیام/ د
حضرت عباس(ع) در جریان واقعه کربلا چندین بار به میدان جنگ رفت و در هر نوبت اشعاری را به عنوان رجز خواند که در ادامه ذکر میشود:
پس از شهادت برادرانش به میدان جنگ رفت و این رجز را می خواند و می جنگید:
أقسَمتُ بالله الأعَزّ الاعظم
و بالحُجُور صادقاً و زَمزمٍ
و ذُوالحَطیم والفنا المُحَرّم
یُخضَبَنّ الیوم جسمی بالدّم
اَمامَ ذی الفضل و ذی التّکرُّم
ذاکَ حُسَینُ ذوالفَخَار الأقدم
قسم به خداوندی که عزیزترین و عظیمترین است، قسم به حجر، صداقت و زمزم.
قسم به صاحب حطیم، قسم به فنا، قسم به محرم؛ امروز تنم با خون خضاب می شود.
پیشاپیش کسی که صاحب فضیلت و کرامت است و آن فرد، حسین (ع) صاحب افتخارات و مقدم بر همه است. (الفتوح، ج5: 125؛ ابصار العین: 30؛ مقتل الحسین، ج2: 30)
هنگامی که، همه اصحاب امام حسین (ع) شهید شدند و عطش بر کودکان غالب شد. آن گاه آن حضرت به حضرت عباس (ع) فرمود: مشک را بردارید و برای کودکان آبی بیاورید.» این در صورتی بود که چهار هزار نفر از شریعه فرات محافظت می کردند و حضرت ابالفضل (ع) باید تنهای تنها به آب می رسید.
سقای کربلا، با مشکی بر شانه و عَلَمی در دست و شمشیری در دستِ دیگر وارد میدان جنگ شد و به سوی فرات حرکت کرد. لشکر عمر بن سعد، منظور وی را فهمیدند و به صورت جمعی و گسترده، به ایشان حمله کردند. حضرت عباس (ع) در این هنگام، این رجز را می خواند و می جنگید:
اُقَاتِلُ الیومَ بِقلبٍ مَهنَدٍ اَذُبُّ عن سِبطِ النَّبی احمدٍ
اَضرِبُکُم بِالصَّارِمِ لمُهَنَّدِ حتّی تَحِیدُوا عَن قتال سیّدی
إنّی اَنَا العَبَّاسُ ذُو التَّوَدُّدِ نَجلُ عَلَیّ الطّاهِرِ المُؤیَّدِ
امروز با اطمینان کامل، جنگ سنگینی با شما می کنم، و در دفاع از فرزند پیامبر(ص) جانفشانی می نم.
آن قدر با شمشیر هندی بر شما می زنم تا دست از جنگِ با مولا و سرورم بردارید.
من عباس، صاحب عشق و محبت اهل البیت هستم، فرزند امام علیِ طاهر و پاکیزه (ع) و تأیید شده خداوندم. (مقتل الحسین و مصرح اهل البیت: 90)
قندوزی حنفی نوشته است: آن حضرت، زمانی این رجز را می خواند که تیرهای فراوانی به بدنش اصابت کرده بود.
حضرت عباس (ع) با نگهبان های شریعه فرات جنگید و 80 نفر از آن ها را کشت. وی زخم های زیادی برداشت و تیرهای زیادی بر بدنش اصابت کرد و خون از بدنش جاری بود. او با این وضعیت وارد شریعه فرات شد، مشک را پر از آب کرد، کفی از آب برداشت و به لبان خشکیده اش نزدیک کرد؛ ولی چون به یاد تشنگی امام حسین (ع) و اطفالش افتاد، آب را بر روی آب ریخت و از شط فرات بیرون آمد. سپس به سوی خیمه ها حرکت کرد تا آب را به خیمه برساند؛ ولی دشمن، مسیر را بسته بود. در آن هنگام، حضرت ابالفضل (ع) این رجز را می خواند و می جنگید و به پیش می رفت:
یا نَفسُ مِن بعدِ الحسین هُونی و بعدَهُ لاکُنتَ أن تَکُونِی
هذا الحُسَینُ واردُ المَنُون و تَشرَبینَ بارِدَ المَعین
هیهاتَ مَا هَذَا فِعالُ دِینِی و لافِعَالُ صادِقِ الیَقِینِ
ای نفس! زندگی پس از امام حسین (ع) چه معنایی دارد؟! بعد از او زنده نباشی که زندگی را ببینی.
این امام حسین (ع) است که در مشکلات افتاده است؛ تو می خواهی آب خنک و گوارا را بیا شامی؟!
این کار در آداب و فرهنگ من هرگز وجود ندارد. این عمل از فرد صادق حقیقی به دور است. (مقتل الحسین و مصرع اهل بیته: 91؛ بحارالانوار، ج45: 41)
لشکر ابن سعد اطرافش را گرفتند و تیربارانش کردند؛ به گونه ای که تیرهای بسیاری بر بدنش بود. حضرت، این رجز را می خواند و می جنگید تا آب را به خیمه ها برساند:
لا أرهَبُ المَوتَ إذا المَوتُ رَقَا حَتَّی اَواری فی المَصَالیتِ لَقَی
نفسی لِنَفس المُصطَفی الطُّهرِ وَقَا إنّی أنا العبّاسُ اُغدُو بِالسَّقا
و لا اَخَافُ الشَّرَّ یوم المُلتَقَی
زمانی که مرگ فراگیر شده و از سر و کله آدم بالا میرود، من از مرگ فرار نمیکنم تا اینکه با مرگ روبرو شوم و آن را بپوشم.
جانم به فدای جانِ پیامبر پاک (ص) (یعنی امام حسین (ع)) باد که در خطر واقع شده است. من عباس هستم که پیمان سقائی بستهام.
در روزی که نیکی و زشتی با هم ملاقات می کنند و درگیر می شوند، من از سختیها نمیترسم و با آن روبهرو میشوم. (عوالم المعلوم، ج17: 273؛ مناقب آب ابی طالب ج4: 117).
آن حضرت می جنگید و راهش را به سوی خیمه ها باز می کرد. دشمن از هر سوی برایش تیر می انداخت، بر بدنش تیرهای فراوانی بود؛ ولی همچنان می جنگید، تا اینکه زید بن ورقا با کمک حکیم بن طفیل و دیگران از کمین بیرون آمدند و ناگاه شمشیری بر دست راست وی زد و دست راستش قطع شد، حضرتش فوری شمشیر را با دست چپ گرفت، می جنگید و به سوی خیمه می رفت تا آب را به اطفال برساند؛ آن هنگام بود که این رجز را می خواند و می جنگید:
والله إن قَطَعتُمُوا یَمِینی إنّی اُحامی أبداَ عَن دینی
و عَن امام صادق الیقین نجلِ النّبی الطّاهر الأمین
به خدا قسم! گرچه دست راستم را قطع کردید، من همیشه و در هر حال از دینم حمایت می کنم.
و از امام صادق و برحق، و پسر پیامبر طاهر و امین (ص) حمایت می کنم. (مقتل الحسین و مصرع اهل بیته: 337؛ بحارالانوار، ج45: 40)
حضرت ابالفضل (ع) با دست چپ می جنگید و به پیش می رفت؛ در حالی که دست راستش را نداشت و خون زیادی از ایشان رفته بود. در این هنگام، حکیم بن طائی با همدستی عبدالله بن شیبانی و نوفل الازرق از کمین بیرون آمد و ضربه ای را بر دست چپش زد و آن را قطع کرد. با وجود این، علمدار کربلا (ع) به سوی دشمن حمله می کرد تا راه را به سوی خیمه های باز کند و آب را به خیمه برساند. آن جناب در این زمان، این رجز را می خواند:
یا نفسُ لاتَخشَی مِنَ الکُفّار و اَبشری برحمة الجبّار
مع النّبیّ السّیّد المختار قَد قَطَعوا بِبَغیِهِم یَساری
فأصلِهِم یا ربّ حَرَّ النّار
ای نفس! از کفار نترس، تو را به رحمت خداوند جبار بشارت میدهم.
و در بهشت، به همجواری با پیامبر (ص) که آقا و برگزیده است، بشارت میدهم. این ها با سرکشی و طغیان [در دین،] دست چپم را قطع کردهاند.
خداوندا! این ها را به آتش سوزان جهنم داخل کن. (مناقب آل ابی طالب، ج4: 117؛ عوالم المعلوم، ج17: 284)
عمر بن سعد در این هنگام فریاد زد و گفت: مشک را هدف قرار دهید، اگر آب به خیمه برسد و حسین، آب بیاشامد، یک نفر از شما زنده نخواهید ماند. آن گاه فردی مشک را با تیر زد و آبش بر زمین ریخت. سپس تیری دیگر بر سینه ابالفضل (ع) نشست که رمق را از حضرت گرفت. لشکر ابن سعد، آن حضرت را محاصره کردند و هر کسی ضربه ای می زد. در این بین یکی عمود آهنین بر سر آن جناب زد و ایشان از اسب افتاد و صدا زد: یا اباعبدالله علیک منی السلام.» امام حسین (ع) خود را به ایشان رساند، سرش را بر دامن گرفت، گریه کرد و فرمود: الآن کمرم شکست و چاره و تدبیرم گسسته شد.»
(مقتل الحسین و مصرع اهل بیته: 91، 93؛ منتهی الآمال، ج1: 464)
چهلمین سالگرد طلوع آفتاب آزادي و معنویت، در ۲۲ بهمن ماه سال ِ ۱۳۵۷ از ایران اسلامی كه در بيان رهبر كبير انقلاب اسلامي آن واقعه ي بزرگ انفجار نور ناميده شد را مي توان آغازگر جنبش های های عدالت خواهانه و رهايي بخش ملت ها در سراسر جهان به حساب آورد كه قدرت و پيروزي اراده ي مردم بر وابستگي، زور و استبداد را به رخ كشيده و يادآور وعده و مشيّت الهي در نصر ضعيفان و محرومان و حاكميت آنها بر جهان دانست .
ايام الله دهه ي فجر ، روزهایی ماندگار و فراموش ناشدنی در تاریخ ملت بزرگ ماست ؛ روزهايي كه پيام عزت ، كرامت ، آزادي و استقلال ِ ملت و كشور ايران توسط رهبر كبير انقلاب اسلامي در تمام جهان طنين انداز شد ، امروز ما همچنان حافظ و منادي همان پيام هستيم و اين ايّام و پيام آن همچنان در حافظه و تاريخ ملت ما جاودانه مانده و الهام بخش ملت بزرگ ما تا رسيدن به قله هاي عظمت ، سربلندي و اقتدار خواهد بود.
بدینوسیله اینجانب به سهم خود آغاز دهه ي فجر پيروزي انقلاب اسلامي این حماسه تاریخی را به رهبر معظم انقلاب ، دبیر کل محترم نهاد کتابخانه های عمومی ، مسئولین و همکاران زحمتکش، آحاد ملت شريف ايران ، خانواده ي معظم شهدا ، جانبازان و ايثارگران و به همه اعضای محترم کتابخانه های عمومی آبادان به خصوص کتابخانه گلستان تبریک و تهنیت عرض نموده عزت ، اقتدار و سربلندي ملت و كشور ایران عزیز را از خداوند متعال خواستارم.
مسئول کتابخانه عمومی گلستان
دبیرخانه جشنواره کتابخوانی رضوی از میان آثار منتشر شده طی ۳ سال اخیر، ۷ عنوان کتاب با موضوع سیره امام رضا علیهالسلام را به عنوان منابع هشتمین جشنواره کتابخوانی رضوی در سه رده سنی کودک»، نوجوان» و جوان و بزرگسال» معرفی کرد.
به گزارش پایگاه اطلاعرسانی نهاد کتابخانههای عمومی کشور، فراخوان هشتمین جشنواره کتابخوانی رضوی با معرفی ۷ اثر با موضوع سیره امام رضا علیهالسلام در ۳ رده سنی کودک»، نوجوان»،جوان و بزرگسال» و همچنین بخش خانوادگی» منتشر شد.
بر این اساس در رده سنی کودک (۴ تا ۱۱ سال) کتابهای مهمان خراسان» نوشته سعید بیابانکی از انتشارات بهنشر و مژده گل» نوشته محمود پوروهاب از نشر جمکران با موضوع داستانهایی از زندگی امام رضا(ع) و در رده سنی نوجوان (۱۱ تا ۱۷ سال) کتابهای مسافر هشتم» با موضوع امام رضا(ع) و کاش تو را میدیدم» با موضوع حضرت معصومه(س) نوشته مژگان شیخی از نشر قدیانی، به عنوان منابع این جشنواره معرفی شده است.
در بخش جوان و بزرگسال (۱۷ سال به بالا) این جشنواره نیز کتابهای ماه هشتم» اثر مهدی غلامعلی از نشر دارالحدیث با موضوع امام رضا(ع)، مهر ولایت در آسمان ایران» اثر آیتالله کریمی جهرمی از نشر بوستان کتاب با موضوع امام رضا(ع) و کتاب به سپیدی یک رؤیا» اثر فاطمه سلیمانی از نشر کتاب نیستان با موضوع حضرت معصومه(س) به عنوان منابع این جشنواره معرفی شده است.
این جشنواره همچنین به منظور ترویج سبک زندگی رضوی، بخشی با عنوان مسابقه کتابخوانی خانواده رضوی» با حضور تمام اعضای خانواده برگزار میکند. بر این اساس شرکت برای تمامی علاقهمندان در تمامی گروههای سنی میسر است.
احمد رضا دشت افکن رئیس اداره کتابخانه های عمومی شهرستان آبادان گفت: در راستای ایجاد تعامل با مراکز آموزشی و فرهنگی دو تفاهم نامه با آموزشگاه رانندگی ثامن و سینما مهر منعقد شد که بر این اساس اعضای کتابخانه با داشتن کارت معتبر عضویت در کتابخانه می توانند با مراجعه به آموزشگاه رانندگی ثامن از تخفیف ویژه ثبت نام بهره مند شوند.
همچنین استفاده از 50 درصد تخفیف بلیط سینما از مفاد مندرج در تفاهم نامه امضا شده با سینما مهر می باشد.
درباره این سایت